خرید بک لینک

کسی شبیه تو نیست! دیگر هیچ کس را دوست نخواهم داشت ...

افشین صالحی

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

این پاییز خواهی فهمید، دارم از خودم می افتم ...

کامران رسول زاده

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

صدای ممتد بارش باران بوی نم چای تازه دم تنهایی سرد است سرد ... اولین بارون پاییز با اینکه سرمای بدی خوردمولی لذت پیاده رویزیر بارون رو از دست ندادم کاش تو هم بودی خداروشکر طلسم شهرمونم شکست واولین ب

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

ماه دارد از میان پرده به اتاقم سرک می کشد ...

به گمانم تا به حال این همه تنهایی ندیده ...

فرشید فرهادی

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

نازنینم عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتناجبار است اینجا هیچ چیز محدودم نمیکندنه زمانکه خودت میدانی تنهایی ثانیه هارا ثابت تر از هر گونه مروری میکندو نظم تکرارِ لحظه ها،دردناکترین اتفاقی ست کهبرای

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

دلم می خواست

لای آدمها مثل ورق بازی جوری بُر بخورم،

که کسی

نفهمد چه حالی هستم!


((عباس معروفی))

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

مگر نمی شود

آدم سالهای بعد را به یاد بیاورد

و برای خودش گریه کند؟

((عباس معروفی))

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

به همين سادگي آدم اسير مي شود

و هيچ كاري هم نمي شود كرد .

نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد.

همين جوري دو تا نگاه در هم گره مي خورد

و آدم ديگر نمي تواند در بدن خودش زندگي كند،

مي خواهد پر بكشد!


((عباس معروفی))

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

بیا اسم تو را

بگذاریم باران

و من بی چتر در صدای خنده هات

کودکانه بازی کنم

خیس شوم

و نگاهم به تو باشد...

می شود؟

یا بیا اسم تو را

بگذاریم روی هر چیز خوب

باران، خورشید، جنگل، دریا، کوه، شادی، آسمان

تو را هم

به همان اسم خودت صدا کنیم

و من نگاهم به تو باشد

نمی شود؟


((عباس معروفی))

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

کسی که نشسته است همیشه خسته نیستشاید جایی برای رفتن نداشته باشدکسی که نشسته استشاید خسته باشدشاید همه جا را گشته باشد و خسته باشدکسی که نشسته استحتما گم کردهای دارد ... علیرضا روشن این روزها هستی .

برچسب: نویسنده: رضا حیدریان تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

صفحه بندی