کسی شبیه تو نیست! دیگر هیچ کس را دوست نخواهم داشت ...
افشین صالحی
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
این پاییز خواهی فهمید، دارم از خودم می افتم ...
کامران رسول زاده
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
ماه دارد از میان پرده به اتاقم سرک می کشد ...
به گمانم تا به حال این همه تنهایی ندیده ...
فرشید فرهادی
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
دلم می خواست
لای آدمها مثل ورق بازی جوری بُر بخورم،
که کسی
نفهمد چه حالی هستم!
((عباس معروفی))
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
مگر نمی شود
آدم سالهای بعد را به یاد بیاورد
و برای خودش گریه کند؟
((عباس معروفی))
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
به همين سادگي آدم اسير مي شود
و هيچ كاري هم نمي شود كرد .
نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد.
همين جوري دو تا نگاه در هم گره مي خورد
و آدم ديگر نمي تواند در بدن خودش زندگي كند،
مي خواهد پر بكشد!
((عباس معروفی))
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
بیا اسم تو را
بگذاریم باران
و من بی چتر در صدای خنده هات
کودکانه بازی کنم
خیس شوم
و نگاهم به تو باشد...
می شود؟
یا بیا اسم تو را
بگذاریم روی هر چیز خوب
باران، خورشید، جنگل، دریا، کوه، شادی، آسمان
تو را هم
به همان اسم خودت صدا کنیم
و من نگاهم به تو باشد
نمی شود؟
((عباس معروفی))
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان